Tuesday, 19 April 2011

شهروند کانادایی در افغانستان مفقود شده است

دولت کانادا تائید کرده است که یکی از شهروندان این کشور در افغانستان مفقود شده 
است.
یک سخنگوی دولت کانادا گفت که این مرد کولین روترفورد نام دارد و برای سیاحت به افغانستان رفته بود.
پیشتر از این، گروه طالبان اعلام کرده بود که یک شهروند کانادایی را در افغانستان گروگان گرفته اند.
طالبان گفتند که این مرد در ولایت غزنی در جنوب غرب کابل، پایتخت افغانستان به دست این گروه افتاده است. طالبان این شهروند کانادایی را به "جاسوسی" متهم کرده اند.
آنها همچنین گفتند که بزودی نوار ویدیویی این شهروند کانادایی را منتشر خواهند کرد.
حدود یک سال پیش، دو خبرنگار یک شبکه تلویزیونی فرانسه در شمال شرق کابل از سوی طالبان ربوده شدند و تا حالا آزاد نشده اند.
طالبان از ربودن شهروندان خارجی به عنوان وسیله ای برای فشار بر حکومت های خارجی استفاده کرده اند و در مواردی هم، منظور آنها بدست آوردن پول در قبال رهایی گروگانهایشان بوده است.

Monday, 18 April 2011

Suicide Bomber Attacks Afghan Ministry of Defence

A suicide bomber who infiltrated into the Afghan Ministry of Defence on Monday was gunned down before detonating his explosives, officials said.
The suicide bomber first opened fire killing two Afghan National Army soldiers and wounding 7 others, Zahir Azimi, a spokesman for Ministry of Defence told TOLOnews.
According to reports a senior bodyguard of the Afghan Defence Minister and the secretary of the chief of staff are also wounded.
The suicide bomber entered the ministry in a military uniform, Mr Azimi added.
No group including the Taliban has claimed responsibility for the attack.
It is not clear if the man disguised himself in army uniform or was in fact a Taliban fighter that had infiltrated the Afghan army through the normal recruitment channels.
Recently the Afghan Defence Ministry said it had taken all measures to prevent infiltration of insurgents into the Afghan security forces.

Hidden Treasures of Afghanistan گنجینه پنهان افغانستان


Art Middle East:


Sunday, 17 April 2011

اعتراض فارسی زبانان به کارت هویت جدید اتباع افغانستان که تنها به زبان پشتو است

مسئلۀ زبان در افغانستان، گاهی مشکل بر انگیز است. در گذشته نوشتن لوحۀ دانشگاه کابل تنها به زبان پشتو انگیزۀ مخالفت های محصلین و دانشجویان بود، و امروز صحبت از کارت هویت جدیدیست که تنها به پشتو نوشته شوده است. اگرچه در قانون اساسی افغانستان زبان های فارسی و پشتو منزلت مساوی دارند، ولی مسئولین امور، که اکثراً پشتو زبان استند، این مساوات را در عمل مراعات نمیکنند.
هژمونی یا تسلط زبان پشتو در گذشته با دیکتاتوری و اعمال روز بر مردم تحمیل شده بود، ولی امروز با تساوی این دو زبان، و با آمدن یک رژیم دموکراتیک، دیگر پشتو با زور تحمیل نمیشود ولی طرفداران انحصاری زبان پشتو، با تقلب و گاهی با تفنن هنوز هم سعی بر این دارند که افغانستان را مملکت پشتو زبان تلقی و معرفی کنند. ولی امروز بسیاریی از فارسی زبانان، تسلط تصنعی پشتو را نمیتوانند تحمل کنند و صحبت از تظاهرات بر ضد این کارت هویت جدید است.
موضوع زبان ها و هویت افغانستان، برداشت ها و طرز برخورد با آن را با آقای مسعود ترشتوال، استاد روابط بین المللی در دانشگاه کابل مطرح کردیم. آقای ترشتوال با شرح اینکه بعضی از مهره های قدرت نه تنها میخواهند حاکمیت و استبداد قومی را توجیه کنند، بلکه حتی به دوستان خارجی وانمود کرده اند که افغانستان ملکیت آنان است. در حالیکه افغانستان متعلق به همۀ مردم افغانستان است.
بعد از بررسی اینکه چه کسانی، و به چه دلیل این برخورد نادرست را میکنند، آقای ترشتوال از پروسه ای صحبت میکند که از مدت ها قبل شکل گرفته است و تا هنوز هم، زبان های غیر از پشتو را در افغانستان تضعیف میکند. با انتقاد از قانون اساسی رسمی که حتی متن مصوبۀ قانون اساسی اصلی هم نیست و در بسیاری از موارد گنگ و مبهم است، آقای ترشتوال اضافه میکند که این ابهامات باعث میشود که دست اندرکاران، آنرا مطابق میل خود تشریح و تفسیر کنند و مشکلات میان قوای ثلاثۀ افغانستان هم تا حدی ناشی از همین ابهامات قانون اساسی است. در آخر آقای ترشتوال میگوید که ادامۀ این وضعیت میتواند باعث فروپاشی نظام و مملکت شود

Immigrants in Greece


آنچه من دیدم؛ اسارت خلقهاست و مست شدن جنایتکاران !

ارها اینرا شنیده بودم که در شمال کشور امنیت است و مسلما جای که "صلح" و"امنیت" باشد سخن از "بازسازی"، "سرمایه گذاری در بخش های مختلف اقتصاد"،" رفاه" و"رشد و شگوفایی فرهنگی" در میان است. با همین فکر عزم سفر را از کابل به سوی شمال کشور گرفتم اما آنچه در جریان سفر دیدم بالا ترازهمان وضعیت اسفبار بود که ولایات شرقی و غربی افغانستان دارد، از بازسازی، آبادی، رفاه، آزادی و.... که با هزار و یک بیشرمی دهان پاره کن سردمداران فریاد میزنند، دروغ بیش نیافتم. درامتداد به اصطلاح شاهراه و تونل ها که توته توته است و دو موتر از کنارهم باید به احتیاط عبورکنند، زنان و کودکان خرد سال دسته دسته دست گدایی را پیش میکردند که ننگ و نفرت هر انسان را نسبت به حاکمان که میلیونها دالر را روزانه حیف و میل میکنند افزایش میدهد. گفتند در سالنگ ها تدابیر ویژه ی برای جلو گیری از برف کوچ ها که سال گذشته فاجعه نابخشیدنی قتل صدها هموطن مظلوم را در پی داشت، گرفته شده اما با تاسف جز چند اتاق بسیار ابتدایی چیزی به چشم نمی خورد و همسان صدها "بازسازی" دیگر خاک به چشم زدن بود نه مبارزه با آفات و حوادث طبیعی

در کنار سایر نا بسامانی های که در تمام شاهراه های افغانستان وجود دارد یکی هم حضور کسل کننده مهمانان ناخوانده (نیروهای اشغالگر) است که هر روز عبور و مرور در سرک ها را برای عابرین سخت می کند، این بار ما قربانی تفنن و خوشگذرانی نیروهای اشغالگر امریکایی بودیم، آنان از موتر پیاده شده و بالا و پائین قدم میزدند، در گالری های سالنگ صد ها موتر در هر دو طرف منتظر آن بودند تا رحمِ به دلشان آید و اجازه دهند که موتر های در حال انتظار از این وضعیت رهایی یافته و هرکس مسیر خود را بپیماید. این توقف سه ساعت را در بر گرفت و هیچ موتری اجازه نیافت تا از اشغالگران پیشی بگیرد، آندم به فکر آینده این ملک افتادم و صد بار نفرت ام نسبت به "تحلیلگران" دلقک و مزدور بیشتر شد که بیشرمانه ایجاد پایگاه های دایمی امریکا را به نفع افغانستان می پندارند